حضرت علی(ع)می فرماید: در عجبم از مردمی که به غذای جسم خویش چه بسیار اهمیت می دهند، اما نسبت به کتاب و مطالعه برای تغذیه روح آنان است این چنین بی اعتنا و بی توجه هستند!
کتاب دریچه ای است به سوی جهان شگفت انگیز علم و معرفت و مطالعه راهی است بسیار ساده و عملی برای پرورش استعدادهای خداداد انسان و آموزش علوم و فنونی که او را در مسیر رشد و تمفصل راهنمایی کند. اگر بتوانیم مطالعه را در انسان به صورت عادت درآوریم، دیگر ارتباط او با جهان دانش و آگاهی سخت نخواهد بود و بدون هیچ زحمت و مرارتی خواهد توانست از راه مطالعه، درک و اندیشه خود را نسبت به جهان هستی رشد و تعالی بخشد. اما باید توجه داشت که تبدیل این علاقه به عادت باید از دوران طفولیت انسان ابتدا شود.پایین بودن سطح مطالعه در کشور ما ناشی از ناآشنایی و عادت نداشتن به مطالعه از دوران کودکی است. ما می توانیم مطمئن باشیم چنانچه فرزندانمان از کودکی شوق به خواندن پیدا کنند و انگیزه مطالعه کردن در آنان به وجود آید و مطالعه کردن را جزئی از زندگی خود بدانند، بدون شک در هردوره از زندگی خود به هر طریق که شده مواد و مطالب موردنیاز را بدست آورده و مطالعه می کنند.کودکی که خیلی زود راه صحیح مطالعه را فرا می گیرد و به عنوان یک فعالیت پرثمر در جستجوی آن است، به محض اینکه مطالعه بتواند رضایت وی را تأمین کند، خودبه خود یاد می گیرد که بهتر و باز هم بهتر بخواند. از طرف دیگر، کودکی که در خواندن با اشکالاتی مواجه می شود، از مطالعه دوری می کند و حتی توانایی دارد از کتاب متنفر شود.مطالعه، گنجی است که نمی توان آن را با زور به کودک تحمیل کرد ولی باید او را در یافتن راهی که برایش نتایج مفید و ماندگار دارد، کمک کرد. بی شک تأثیر یک کتاب داستان در رفتار کودک اگر بیشتر از درس آموزگار نباشد، کمتر نیست و به همین دلیل است که به نقش مؤثر کتاب های داستان در گسترش بینش کودکان توجه ویژه می شود. البته مطالعه بهتر، صرف وقت کمتر و برداشت مفیدتر، احتیاج به آگاهی از روش های صحیح مطالعه دارد. با مطالعۀ صحیح به تدریج، آمادگی انتخاب نکات و مطالب قابل استفاده در کتاب حاصل می آید. یادگیری و یادآوری به موقع، حاصل زیاد خواندن نیست، بلکه صحیح خوانی فرد را در یادآوری یاری می دهد. علاوه بر این با روش های صحیح مطالعه و فنون یادگیری می توان قدرت حافظه را در سنین بالا صعود داد.نخستین عامل مؤثر در ایجاد عادت به مطالعه "خانواده "است. اگر پدر و مادری عادت به مطالعه داشته باشند و کودک ببیند که آنان کتاب می خوانند او نیز خیلی زود با کتاب آشنا می شود و به تقلید از والدین خود، کتاب را دست می گیرد. پس با دیدن کتاب های تصویری به تدریج به سوی کتاب جلب می شود. بهتر است والدین توانایی پیاده کردن طرح "خواند با خانواده "را بوجود آورند. مطالعه با جمع خانواده فرصت گفتگو و نزدیک شدن به هم را فراهم می آورد.بی سوادی پدر و مادر یکی از موانع مهم علاقه مندی کودک به مطالعه است. در کنار این عامل مهم اشتغال بیش از حد والدین هم، فرصت مطالعه در منزل را می گیرد و آنان نمی توانند الگوی مناسبی برای فرزندان خود در زمینه مطالعه داشته باشند. عامل اقتصادی نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. والدینی که برای کودکان خردسالشان قصه می گویند یا می خوانند و خیلی زود برای سرگرم کردن آنها کتاب های تصویری در اختیارش می گذارند و به پرسش کودک دربارۀ تصویرها و قهرمان های داستان ها جواب می دهند بدین ترتیب نخستین سنگ بنای مطالعه در فرد گذاشته می شود. هر قدر فقر فرهنگی و بی سوادی در خانواده، به ویژه در قشر زنان بیشتر باشد، گرایش به کتاب و کتابخوانی در جامعه کمتر است.
البته خانواده ها را می توان به سه گروه تقسیم کرد:
دسته اول: خانواده هایی که علاقه و عادت به مطالعه داشته و به رشد فکری فرزندانشان توجه دارند.
دستۀ دوم: خانواده هایی که تحصیل کرده اند ولی علاقه و عادت به مطالعه ندارند.
دستۀ سوم: خانواده هایی که سواد چندانی نداشته یا بی سوادند و بیشتر سرگرم گذراندن زندگی روزمرۀ خود هستند.
گروه دوم و سوم باتوجه به علاقه ای که به پیشرفت فرزندان خود دارند، نمی توانند زمینۀ مطالعه و کتابخوانی را بین اعضای خود به وجود آورند. این خانواده ها را باید از طریق مدارس و جلسات آموزش خانواده و رسانه های گروهی و تبلیغات، با اهمیت کتاب و مطالعه آشنا کردبرای خانواده هایی که به سعادت و خوشبختی فرزندان خود علاقه مندند و حاضرند در جهت رشد فکری و معنوی آنان سرمایه گذاری کنند، این راه ها در ایجاد انگیزه و عادت به مطالعه در کودکان کارساز است.پس از خانواده، مدرسه در ایجاد علاقه در کودکان و نوجوانان نقش مهمی دارد. اگر دانش آموز در مدرسه با کتاب آشنا شد و لذت مطالعه، خودآموزی و صعود معلومات عمومی را درک کرد و به مطالعه خود گرفت، در تمام دوران زندگی از کتاب دست نمی کشد. در جامعۀ امروزی فرد نیاز دارد که به موازات آنچه در برنامۀ رسمی مدارس و دانشگاه ها می آموزد، در زمینۀ مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، علوم، و سلامت جسم و روح، دانش کافی به دست آورد. بسیاری از این گزارشها جز از راه مطالعه و کتاب خواندن به دست نمی آید. باید اشاره کرد که خانۀ دوم کودک در اجتماع، مدرسه است. در این محیط و در حضور آموزگار است که کودک به فرد دانای روز بعدی این کشور تبدیل می شود. در مدارس، معلم بیشترین تأثیر را روی دانش آموزان دارد و هم اوست که می تواند آنان را به مطالعه تشویق و ترغیب کند. اگر معلم بخواهد در این مهم توفیق داشته باشد باید از مثلث دانش آموز، کتاب درسی و کلاس درس پا را فراتر نهد.
نظام آموزشی مهمترین عامل در توسعه و یا در عدم توسعه در جوامع به حساب می آید. و برنامه های مطالعه آزاد و جانبی باید در مدارس به گونه ای باشد که قابلیتات تحقیق برای دانش آموزان را فراهم آورد. دانش آموزانی که درسشان با تحقیق همراه است، خودبه خود به سمت مطالعه کشیده می شوند. و در اینجا وجود کتابخانه های آموزشگاهی که کودکان را حمایت کند و پاسخگوی روحیۀ کاوشگر این کودکان و نوجوانان باشد بسیار بااهمیت و خدمات آن ارزنده است و می تواند مؤثر باشد.عواملی که می توانند در فرهنگ مطالعه مؤثر باشند، جامعه و نقش وسایل ارتباط جمعی می باشد. روزنامه، مجله، کتاب، صدا و سیما و غیره در شکل گیری عقاید اجتماعی افراد نقش تعیین کننده دارند. مسؤلان مربوطه باید در برنامه ریزی های خود به این مسئله مهم توجه کافی داشته باشند و از این ابزار برای تشویق مردم به مطالعه استفاده کنند و می توان از طریق تبلیغات برای مطالعه استفاده کنند و می توان از طریق تبلیغات برای مطالعه از سوی رسانه های جمعی فرهنگ مطالعه را در میان مردم گسترش داد. که این تبلیغات می تواند با تولیدات برنامه های معرفی کتاب، مصاحبه با نویسندگان، شعرا و متجرمان و غیره صورت گیرد.در ادامه حمایت دولت از اهل قلم و اندیشه، مشارکت عمومی برای توسعۀ مراکز فرهنگی و فرهنگ مطالعه، برپایی نمایشگاه کتاب و جشنواره های مطبوعات، بکارگیری وسیع رسانه های گروهی برای تبلیغ در زمینۀ کتاب و مطالعه آن و استفاده از تجربۀ سایر کشورها در ترویج و تعلیم فرهنگ کتابخوانی از اقدام های کارساز است که می توان به آن تمسک جست.
موانعی که مانع گرایش به مطالعه می شوند را می توان در پنج گروه تقسیم کرد که هرکدام از آنها نیز از عوامل متعدد دیگر متأثر است که به آنها اشاره می شود:
1- بی حوصلگی نسبت به مطالعه: این مسئله ناشی از تنش های روانی در شخص است که مربوط به محیط زندگی اوست.
2- کمبود وقت کافی برای مطالعه: این مشکل به دلیل مکفی نبودن درآمد مردم و اشتغال به چند حرفه برای تأمین زندگی ایجاد شده است.
3- دسترسی نداشتن به کتاب: در شهرستان ها یافتن کتاب برای مطالعه، به راحتی فرصت پذیر نیست. بودجه برای ایجاد کتابخانه در نقاط دورافتاده وجود ندارد.
4- گریز از مطالعه: ریشه های این مشکل را می توان در آموزش ندیدن والدین به دلیل کم سوادی و بی سوادی آنان جستجو کرد.
5- بها گران کتاب: وابستگی به خارج به علت تولید ناکافی داخلی، نرخ کاغذ را رشد داده که این نیز باعث گرانی نرخ کتاب شده است.[7]
و می توان اشاره کرد یکی از مشکلاتی که جامعۀ کنونی ما از آن رنج می برد، علمی نبودن کارها و نبودن فرهنگ مطالعه در سطح مدیران عالی تا سطوح پایین است. بسیاری از عقب ماندگی های جامعه ما به ویژه در عرصۀ بهره وری، ناشی از همین معضل است. بنابراین در جامعۀ ما باید کوشش شود کسانی که تلاش علمی و تحقیقی بیشتری دارند از رفاه مناسبی برخوردار شوند. علاوه بر این لازم است دستاوردهای علمی سایر کشورها در تمامی زمینه ها مورد استفادۀ مطلوب قرار گیرد. اگر فرهنگ مطالعه به عرصه های گوناگون کشیده شود، بی گمان هر فرد و گروهی برای پیشرفت در کارهای خود به مطالعه روی می آورد.
در پایان کار اگر مواردی که به آن اشاره شد به مراحل اجرا گذاشته شود در تشویق افراد به مطالعه مؤثر خواهد بود:
1- حمایت و کمک دولت به ارزان شدن ارزش کتاب.
2- ارائه آموزش علمی کتابخوانی توسط رسانه ها.
3- تشویق ناشران برای انتشار کتاب های تخصصی.
4- برگزاری نمایشگاه های تخصصی کتاب.
5- توسعه و گسترش فضای مناسب برای مطالعه.
6- معرفی و تشویق نویسندگان جوان و آثار آنان.
7- متحول کردن کار تعلیم و تربیت در خانه، مدرسه و جامعه.
8- تقویت و حمایت جدی تر از کتابخانه های کشور.
9- توسعه مراکز کتابخوانی در سطح شهر.
10- صعود کیفیت مطالعه در مدارس، دانشگاه ها و مراکز علمی.
11- ایجاد شبکۀ اطلاع رسانی در زمینۀ کتاب.
12- توزیع بن کتاب به صورت مجانی در میان دانش آموزان، دانشجویان برای تهیه کتاب.
13- در ادارات و سازمان ها فرصت و تواناییاتی را برای مطالعۀ افراد ایجاد کنند.
14- پایه ریزی و ایجاد انگیزه مطالعه و تحقیق در دوران کودکی.
15- قصه گویی و کتابخوانی برای کودکان در ساعات خاصی در برنامۀ درسی گنجانده شود.
16- اجرای برنامه ها و نمایش نامه با استفاده از محتوای کتاب ها.
17- تشویق دانش آموزان به نوشتن کارهای تحقیقی.
18- اصلاح نظام پرورشی در کنار نظام آموزشی کشور.
19- بکارگیری و استفاده از افراد علاقه مند و متخصص.
20- توجۀ بیشتر و عمیق تر به چاپ کتاب از لحاظ صفحه آرایی و زیبایی کتاب.
21- برگزاری مسابقات کتابخوانی.
22- برگزاری همایش و گردهمایی پیرامون کتاب و کتابخوانی.
23- آموزش روش صحیح مطالعه.
24- توزیع تصویرها تبلیغاتی حاوی پیام های تشویقی برای مطالعه.
25- توجه و راهبردهایی برای علاقه مند کردن گروه های ویژه به مطالعه، از جمله معلولین، نابینایان، ناشنوایان، بیماران، مهاجران و غیره.
26- تلاش برای از بین بردن بی سوادی در جامعه و همگانی کردن مطالعه.
27- ایجاد کتابخانه های سیار در روستاها و مناطق دورافتاده کشور.
28- تشویق خانواده ها به مطالعه.
29- تنظیم برنامه برای مطالعه.
و اگر بخواهیم کتاب و کتابخوانی را در بین قشرهای جامعه گسترش دهیم باید به این مسئله به عنوان یک فرآیند درازمدت توجه کنیم و پرداختن به فعالیت های مقطعی راه به جایی نخواهد برد و از کتاب و کتابخوانی تنها راه برای پرکردن اوقات فراغت نباشد و همواره باید سعی کرد که مطالعه به صورت کیفی مدنظر قرار گیرد. و این امر باید پایه و بنیان استوار هر برنامه ریزی اصولی و آموزشی قلمداد شود. و به صورت شعار یا تبلیغات انجام نشود که به گونه ای تولید ضدارزش در جامعه کند.
برچسب:
نویسنده: محمد امیری